
تهران، ایران – سیامک پیربابایی، عضو هیئت مدیره انجمن صنعت ساختمان، با انتقاد از «ناترازی در توزیع منابع مالی» و ضعف حمایت از تقاضای مسکن، این عدم تعادل را عامل اصلی کندی و رکود در صنعت ساختمان دانست.
او در یک نشست خبری تاکید کرد که برخلاف کشورهای توسعهیافته که بخش اعظم تقاضا با ابزارهای مالی فعال پشتیبانی میشود، در ایران منابع مالی عمدتاً به ابتدای زنجیره، یعنی نهادهای تولیدی، اختصاص مییابد. این سیکل معیوب، به انباشت کالا و بلوکه شدن منابع منجر شده و با وجود ظرفیتهای بالای شغلی و اقتصادی، اجازه رونق را به این صنعت نمیدهد.
ناترازی در توزیع منابع مالی: ریشه بحران
پیربابایی با اشاره به اینکه ضریب نفوذ ابزارهای مالی در صنعت ساختمان ایران بسیار پایینتر از رقبای منطقهای و جهانی است، گفت: «ضریب نفوذ این ابزارها در عربستان و ترکیه ۴ تا ۷ برابر و در آمریکا حدود ۲۵ برابر ایران است.»
او توضیح داد که در ایران، مصرفکنندگان در خرید مسکن حمایت نمیشوند و این امر باعث شده تا با وجود انباشت ۶ میلیون تقاضا برای مسکن، هدف تولید یک میلیون واحد در سال محقق نشود. راهکار پیشنهادی او، «تخصیص بخشی از منابع به تقویت طرف تقاضا» است تا با افزایش قدرت خرید مردم، چرخه تولید و فروش در صنعت ساختمان دوباره به حرکت درآید.
از خودتحریمی تا نگاه نرمافزاری به مسکن
این عضو هیئت مدیره انجمن، چالشهای دیگری مانند عدم اصلاح قانون پیشفروش، قانون نظام مهندسی و قانون تأمین اجتماعی را از دیگر موانع سرمایهگذاری در این صنعت دانست. او تاکید کرد که با اصلاح این قوانین و چرخه اداری، صنعت ساختمان میتواند تا ۸۰ درصد مستقل از تحریمها عمل کند.
پیربابایی همچنین با اشاره به ریسکهای سیاسی مانند فعال شدن مکانیسم ماشه، صنعت ساختمان را «مرکز فرماندهی نرمافزاری تولید در ایران» خواند که بیشترین تأثیر را از این تکانهها خواهد پذیرفت. او هشدار داد که برخورد صرفاً فیزیکی با مسکن، بدون توجه به نقش «خانوادهساز و زندگیساز» آن، تبعات اجتماعی و جمعیتی خطرناکی مانند پیری جامعه را به دنبال خواهد داشت.
تحلیل نهایی نبض ساختمان:
تحلیل سیامک پیربابایی، به درستی به یکی از عمیقترین و کمتر دیدهشدهترین مشکلات صنعت ساختمان ایران اشاره میکند: ناترازی در توزیع منابع مالی. در حالی که تمام سیاستها بر روی «افزایش عرضه» متمرکز شدهاند، از «تقویت تقاضا» غفلت شده است. این مانند ساختن یک بزرگراه بدون تولید خودرو است. نتیجه، انباشت واحدهای ساختهشدهای است که کسی توان خرید آنها را ندارد و بلوکه شدن سرمایه سازندگان.
این سیکل معیوب، نه تنها به رکود در صنعت ساختمان، بلکه به تشدید بحران مسکن برای مردم نیز منجر میشود. راهحل، در یک تغییر نگرش بنیادین است: سیستم بانکی و بازار سرمایه باید از یک «تامینکننده مالی برای سازنده» به یک «توانمندساز برای خریدار» تبدیل شوند. ابزارهایی مانند وامهای خرید با اقساط متناسب با درآمد و توسعه صندوقهای سرمایهگذاری املاک (REITs) برای جذب سرمایههای خرد، میتوانند این توازن را برقرار کرده و رونق پایدار را به این صنعت حیاتی بازگردانند.
نبض ساختمان؛ رصد تحولات، پیشبینی آینده.



