
تهران، ایران – پژمان جوزی، رئیس انجمن صنعت ساختمان، با انتقادی شدید از عملکرد سازمان نظام مهندسی و ساختارهای دولتی، اعلام کرد که سیاست های فعلی نظام مهندسی، انگیزه مهندسان را برای فعالیت حرفهای در شرکتها از بین برده و بسیاری از آنها را به سمت «برگهفروشی» و فعالیتهای صوری سوق داده است.
او در یک نشست خبری، مجموعهای از مشکلات از جمله مالیاتهای سنگین، بروکراسی پیچیده و کمبود نیروی کار را از عوامل اصلی زمینگیر شدن صنعت ساختمان دانست و تاکید کرد که برای خروج از این رکود، باید از «خودتحریمیها» دست برداشت و قوانین دستوپاگیر را اصلاح کرد.
سیاست های فعلی نظام مهندسی: از بیانگیزگی تا کمبود نیرو
به گفته پژمان جوزی، با وجود آنکه حدود ۶۰۰ هزار مهندس تحت پوشش سازمان نظام مهندسی هستند، اما شرکتهای بزرگ توسعهدهنده برای استخدام حتی ده مهندس نیز با مشکل روبرو هستند، زیرا کمتر کسی حاضر به پذیرش چنین شرایطی است. او ریشه این مشکل را در سیاست های فعلی نظام مهندسی دانست که انگیزه را برای کار تیمی و حرفهای از بین برده است.
این وضعیت، منجر به کمبود نیروی متخصص در شرکتهای فعال و بزرگ شده و همزمان، پدیده مخرب «برگهفروشی» را گسترش داده است. جوزی ابراز امیدواری کرد که با بازنگری در قانون نظام مهندسی که در کمیسیون عمران مجلس در دستور کار قرار دارد، بخشی از این مشکلات ساختاری برطرف شود.
بروکراسی کشنده و نگاه «گاو شیرده» به صنعت
رئیس انجمن صنعت ساختمان، بروکراسی اداری را یکی دیگر از زنجیرههایی دانست که پای صنعت ساختمان را بسته است. او تصریح کرد: «امروز حداقل دو سال طول میکشد تا یک جواز شهرداری صادر شود. در این مدت، دهها نهاد از تأمین اجتماعی و مالیات گرفته تا انشعابات، هزینههای سنگین خود را به سازنده تحمیل میکنند.»
جوزی با انتقاد از نگاه حاکمیتی به این صنعت، گفت: «متأسفانه نگاه حاکمیتی به صنعت ساختمان، نگاه یک گاو شیرده است. هر جا کسری منابع دارند، فشار آن را بر سازندگان وارد میکنند.» این رویکرد، در کنار قوانین خلقالساعه و «امضاهای طلایی»، توسعهگران را بیانگیزه و صنعت را فرسوده کرده است.
تحلیل نهایی نبض ساختمان:
اظهارات پژمان جوزی، یک کالبدشکافی دقیق و تلخ از وضعیت فعلی صنعت ساختمان است. مشکل، دیگر تنها رکود یا تورم نیست، بلکه یک «بحران انگیزشی و ساختاری» است. سیاست های فعلی نظام مهندسی و بروکراسی دولتی، به جای آنکه به عنوان یک تسهیلگر عمل کنند، به یک مانع بزرگ در برابر توسعه و سرمایهگذاری تبدیل شدهاند.
نگاه به صنعت ساختمان به عنوان «گاو شیرده» برای جبران کسری بودجه سایر نهادها، یک سیاست کوتهبینانه و مخرب است که در بلندمدت، منجر به فرار سرمایه و نابودی این صنعت پیشران خواهد شد. راهحل، در یک تغییر نگرش بنیادین نهفته است: دولت و نهادهای حاکمیتی باید به جای فشار حداکثری، به دنبال ایجاد یک محیط کسبوکار باثبات، شفاف و قابل پیشبینی باشند. اصلاح قانون نظام مهندسی و حذف بروکراسیهای زاید، اولین و ضروریترین گامها در این مسیر هستند.
نبض ساختمان؛ رصد تحولات، پیشبینی آینده.



