
مجید جودی، معاون بازسازی بنیاد مسکن، در نشست «بازاندیشی در ساختار حکمرانی مدیریت بحران کشور» با نگاهی صریح و انتقادی، یکی از ریشهایترین چالشهای مدیریت بحران در ایران را نه در کمبود قوانین یا ساختارها، بلکه در نبود باور واقعی به مقوله مدیریت بحران دانست.
به گفته او، ایران بهطور متوسط در هر دهه با یک زلزله بزرگ و ویرانگر مواجه میشود؛ از زلزله گیلان و زنجان گرفته تا بم (۱۳۸۲) و سرپلذهاب (۱۳۹۷). با این حال، تجربه این حوادث بزرگ هنوز به شکلگیری یک نظام حکمرانی مبتنی بر پیشبینی، برنامهریزی و آمادگی منجر نشده است.
جودی با اشاره به بحثهای مکرر درباره تغییر جایگاه سازمان مدیریت بحران—از زیرمجموعه وزارت کشور تا ارتقا به سطح معاونت رئیسجمهور—تأکید کرد:
«وقتی باور به مدیریت بحران در برنامههای کلان و نظام تصمیمگیری وجود ندارد، تغییر تابلو و عنوان سازمانی هیچ تحول واقعی ایجاد نمیکند.»
او افزود که در دورههای مختلف، با تغییر رؤسا و عناوین سازمانی، عملاً بهبودی در روشها و خروجی مدیریت بحران مشاهده نشده است. حتی اگر مدیریت بحران در سطح یک وزارتخانه مستقل هم قرار گیرد، تا زمانی که در شرایط بحران، نهادهایی مانند سازمان برنامه و بودجه عملاً اختیارات آن را محدود میکنند، نشان میدهد که جایگاه واقعی این نظام هنوز در حکمرانی کشور تثبیت نشده است.
معاون بازسازی بنیاد مسکن با یادآوری خاطرهای تلخ از زلزله بم، به نبود برنامهریزی عملیاتی اشاره کرد:
در ساعات اولیه زلزله، با وجود حضور چندین وزیر در محل، مسئولان ارشد برای تقسیمبندی نیروهای امدادی حتی به دنبال یک نقشه ساده از شهر بودند؛ تصویری که بهروشنی نبود نظام مدیریتی پیشبینیشده و مبتنی بر سناریو را نشان میدهد.
🏘️ توسعه روستایی؛ قربانی دیگر «بحران باور»
جودی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع توسعه روستایی پرداخت و تأکید کرد که تا زمانی که باور به اهمیت توسعه روستا در برنامههای آموزشی و سیاستهای کلان کشور وجود نداشته باشد، ارتقای جایگاه سازمانی متولیان این حوزه نیز نتیجهای نخواهد داشت.
به گفته او، آنچه به یک ساختار کارآمد معنا میدهد، تفکر و باور مدیریتی است، نه صرفاً نمودارهای سازمانی. حتی در دل سایر وزارتخانهها نیز، اگر این باور وجود داشته باشد، مدیریت بحران میتواند مأموریت خود را بهدرستی انجام دهد.
📊 تحلیل «نبض ساختمان» | مدیریت بحران در ایران
اظهارات معاون بنیاد مسکن یک پیام کلیدی برای حوزه مسکن، شهرسازی و ساختوساز دارد:
🔹 بحران، فقط یک رخداد طبیعی نیست؛ یک آزمون حکمرانی است.
در کشوری با ریسک بالای زلزله، سیل و فرونشست، نبود باور نهادی به مدیریت بحران، مستقیماً به افزایش خسارات ساختمانی، طولانی شدن بازسازی و کاهش تابآوری شهرها منجر میشود.
برای معماران، سازندگان و سیاستگذاران مسکن، این سخنان یادآور آن است که:
- آییننامهها بدون اجرای جدی، کارکرد واقعی ندارند
- تابآوری شهری بدون برنامهریزی پیشینی، صرفاً یک شعار است
- و بازسازی پس از بحران، زمانی مؤثر خواهد بود که «قبل از بحران» جدی گرفته شود
نبض ساختمان معتقد است که تحول در مدیریت بحران از تغییر ذهنیت شروع میشود، نه تغییر چارت سازمانی.
نبض ساختمان؛ رصد تحولات، پیشبینی آینده.



