
روکو، ژاپن / برلین، آلمان – پروژه هنری «fernsehen» (به آلمانی یعنی تلویزیون یا «دور دیدن»)، گفتگویی میان دو منظره (انتقال ویدیویی زنده) با تاریخهای موازی از تخریب و بازسازی ایجاد کرده است: کوه روکو در ژاپن و شهر برلین در آلمان. در هر یک از این دو مکان، یک سازه بتنی مکعبی و یکسان نصب شده که این دو نقطه را از طریق انتقال ویدیویی زنده و ضبط شده به یکدیگر متصل میکند.
این پروژه که توسط ریکو ایکگایا، کوهی هایاشی و یو کامیجو طراحی شده و در رسانه معتبر Designboom به نمایش درآمده، خود را در زمینه روایتهای موازی این دو مکان قرار میدهد. کوه روکو در دوره ادو به شدت برای استخراج گرانیت تخریب شد و سپس در دوره میجی دوباره احیا شد؛ برلین نیز چرخه مشابهی از تخریب و بازآفرینی را در تاریخ شهری خود تجربه کرده است.
انتقال ویدیویی زنده: ابزاری برای ادراک و یادمان
هر یک از این مجسمههای مکعبی، با حفرههای لولهای باریکی که یادآور تلسکوپ هستند، سوراخ شدهاند. در داخل این حفرهها، دستگاههای ویدیویی، منظرهای از سایت دیگر را پخش میکنند: چیدمان هنری در کوه روکو، فعالیت شهری برلین را به نمایش میگذارد، در حالی که چیدمان در برلین، تصاویری از محیط طبیعی و متغیر کوه روکو را منتقل میکند.
این ضبطها، واقعیتهای متضاد اما موازی را به تصویر میکشند. در برلین، بینندگان عبور مردم، وسایل نقلیه و ریتم شهر را میبینند. در روکو، تصاویر، پوشش گیاهی، آب و هوای متغیر و حرکت حیوانات را آشکار میکنند. این دو چشمانداز در کنار هم، محیطهای دوردست را به هم متصل کرده و همزیستی شرایط طبیعی و شهری را قاب میگیرند.
«دور دیدن» به مثابه تاملی بر آینده مشترک
این پروژه، عمل «دور دیدن» را نه تنها به عنوان یک اتصال فضایی، بلکه به عنوان تاملی بر آیندههای مشترکی که توسط تغییرات اقلیمی، شهرنشینی و فشارهای زیستمحیطی شکل گرفتهاند، برجسته میکند.
این تبادل میانجیگرانه، «fernsehen» را هم به عنوان دستگاهی برای گسترش ادراک و هم به عنوان یک یادمان قرار میدهد که نقش بینایی را در شکل دادن به مسئولیت و امکان، زیر سوال میبرد. این چیدمان هنری، کاوشی است در اینکه چگونه ادراک، فناوری و زمینه، بر نحوه درک مناظر در طول زمان و مکان تأثیر میگذارند.
تحلیل نهایی نبض ساختمان:
پروژه «fernsehen» یک نمونه درخشان از «هنر مکانمحور» (Site-specific art) است که فراتر از یک مجسمه زیبا، به یک ابزار فلسفی برای تامل در مورد رابطه میان طبیعت و شهر، تخریب و بازسازی، و فاصله و ارتباط تبدیل میشود. این اثر، با استفاده هوشمندانه از فناوری انتقال ویدیویی زنده، به طور همزمان دو مکان را در یکدیگر «حاضر» میکند و به بیننده اجازه میدهد تا در یک لحظه، هم در جنگل و هم در شهر باشد.
این یک مدیتیشن قدرتمند در مورد دنیای به هم پیوسته ماست. از منظر معماری و شهرسازی، این پروژه به ما یادآوری میکند که هر مکانی، دارای لایههای پنهانی از تاریخ (چه طبیعی و چه انسانی) است و وظیفه طراح، آشکار کردن و به گفتگو واداشتن این لایههاست.
نبض ساختمان؛ رصد تحولات، پیشبینی آینده.






