
تهران، ایران – در هشتمین سالگرد زلزله ویرانگر ۱۳۹۶ سرپلذهاب، مباحث تخصصی مطرح شده در پژوهشکده سوانح طبیعی بر ابعاد پنهان و پیچیده این فاجعه تمرکز کرد. مجید جودی، معاون بازسازی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، با اشاره به زلزله سال ۹۶ سرپلذهاب، تأکید کرد که فرآیند بازسازی سرپلذهاب منطقه، به دلیل بافت خاص اجتماعی، مرزی بودن، ترکیب جمعیتی متنوع و تجربه تاریخی جنگ تحمیلی، تجربهای به مراتب دشوارتر و پیچیدهتر از صرف عملیات ساختمانی بود.
وی هشدار داد که در کنار بازسازی فیزیکی، بازسازی اجتماعی و فرهنگی از اهمیت بیشتری برخوردار است و بدون جلب اعتماد و مشارکت مردم، هیچ برنامه عمرانی و زیرساختی به نتیجه نخواهد رسید. این دیدگاه، نگرشی نوین و همهجانبه را به مدیریت بحرانهای طبیعی در سطح ملی ارائه میدهد و بر لزوم یکپارچهسازی علوم اجتماعی و مهندسی در پروژههای پسابحران تأکید دارد.
پازل پیچیده اجتماعی: تأثیر تاریخ، قومیت و اقتصاد بر بحران
معاون بازسازی بنیاد مسکن با مرور ابعاد اجتماعی و مدیریتی زلزله، به زمینههای تاریخی و جمعیتی منطقه اشاره کرد. سرپلذهاب به دلیل موقعیت مرزی، پیشتر تجربه هشت سال جنگ تحمیلی و آسیبهای عمیق اجتماعی ناشی از آن را پشت سر گذاشته بود؛ بسیاری از مناطق آسیبدیده در زلزله، مناطقی بودند که در دوران جنگ اشغال و سپس آزاد شده بودند. این سابقه تنشآمیز، آمادگی روانی جامعه برای پذیرش یک شوک بزرگ دیگر را کاهش داده بود.
علاوه بر این، ترکیب متنوع اقوام و مذاهب از جمله اهل تشیع و اهل تسنن، ساختار اجتماعی خاصی را ایجاد کرده بود که نیازمند ظرافتهای مدیریتی بود. جودی همچنین به پدیده اقتصادی نوظهور پیش از زلزله اشاره کرد؛ تبدیل شدن شهر سرپلذهاب به یک نقطه اقتصادی پررونق و جذب حدود ۵۰ درصد جمعیت مستأجر غیربومی. با ظهور داعش و ناامن شدن مرزها، این رونق متوقف شد اما جمعیت مهاجر هنوز بازنگشته بودند، موضوعی که مدیریت اسکان اضطراری و دائمی را در زمان وقوع زلزله، به شدت پیچیده کرد.
تضعیف سرمایه اجتماعی و چالشهای بازسازی مشارکتی
جودی تصریح کرد: وقوع زلزله در چنین بستر پرتلاطمی، باعث شد تا بازسازی اجتماعی بسیار دشوارتر از بازسازی فیزیکی باشد. در روزهای نخست بحران، سرمایه اجتماعی مردم آسیب دید و اعتماد به حاکمیت و دستگاههای اجرایی تضعیف شد. این عدم اعتماد، حتی در توزیع اقلام اولیه نیز به نارضایتیها دامن زد و فضای رسانهای نیز تحت تأثیر رقابتهای سیاسی، تنش روانی را تشدید میکرد.
یکی از بزرگترین موانع عملیاتی، موضوع مستأجران بود؛ از آنجا که نیمی از ساکنان منطقه مستأجر بودند و زمین ملکی در اختیار نداشتند، روند حمایت و اسکان آنان با چالشهای جدی روبهرو شد و مکانیسمهای حمایتی موجود کارایی لازم را نداشتند. برای حل این مشکل بنیاد مسکن با هوشمندی، از ظرفیت گروههای علوم اجتماعی دانشگاه تهران و تیمهای ترویجی بهره گرفت تا مردم را در فرآیند بازسازی مشارکت دهد و شیوههای جدید بازسازی مشارکتی را با اتکا به نفوذ چهرههای مذهبی و بانفوذ محلی، از جمله امام جمعه پاوه، پیاده کند.
تحلیل نهایی نبض ساختمان | بازسازی سرپلذهاب
تجربه بازسازی سرپلذهاب یک نقطه عطف حیاتی در ادبیات مدیریت بحران و توسعه مسکن پس از سوانح در ایران است. این پروژه به وضوح نشان داد که مقاومسازی ساختمانها در برابر زلزله، تنها نیمی از معادله است و مقاومسازی اجتماعی بخش دیگر و اغلب مغفولمانده این فرآیند است. بحران سرپلذهاب، نه یک نقص فنی، بلکه یک شکست در حوزه اعتماد عمومی و مدلهای حکمرانی مشارکتی بود که باعث شد کار بازسازی فیزیکی نیز با کندی و چالش مواجه شود.
نبض ساختمان معتقد است که هرگونه برنامه بازسازی آتی، باید ابتدا با مکانیسمهای اعتمادسازی و ایجاد سازمانهای بومیِ مشارکتی آغاز شود تا ساکنان خود را از دریافتکننده منفعل کمک، به بازیگران فعال و تصمیمگیرنده در فرآیند بازسازی تبدیل کنند. این تحلیل ثابت میکند که پایداری یک بنا، تنها به مصالح آن بستگی ندارد، بلکه به استحکام پیوندهای اجتماعی و اطمینان مردم به آیندهای است که حاکمیت برایشان ترسیم میکند.
نبض ساختمان؛ رصد تحولات، پیشبینی آینده.
📚 منبع: تسنیم



