
تهران، ایران – شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران یک تغییر رویکرد مدیریتی و اجرایی را با هدف افزایش ظرفیت شبکه ریلی کشور در دستور کار قرار داده است. جبارعلی ذاکری، مدیرعامل این شرکت، اعلام کرد که راهبرد تازه تدوین شده، بر اجرای پروژههای بهرهور و زودبازده تمرکز خواهد داشت تا در شرایط محدودیت منابع مالی، بیشترین بازدهی عملیاتی در کوتاهترین زمان ممکن حاصل شود.
این رویکرد، در هیئت مدیره راهآهن به تصویب رسیده و قرار است اجرای آن بلافاصله آغاز شود. این تصمیم در حالی اتخاذ شده که راهآهن، بخشهای مختلف خود را برای مقابله با تبعات احتمالی ناشی از فعال شدن مکانیزم «اسنپبک» (Snap-back) و تحریمها، در وضعیت آمادهباش کامل قرار داده است.
اولوبتبندی طرحها بر اساس زمان و هزینه در افزایش ظرفیت شبکه ریلی
راهبرد جدید راهآهن، به معنای تغییر کانون توجه از پروژههای بزرگ و زمانبر به طرحهای کوچکتر اما تأثیرگذار و کمهزینه است. ذاکری توضیح داد که مصوبات اخیر هیئت مدیره، پروژههایی را در اولویت قرار داده که در بازه زمانی کوتاه قابل اجرا باشند و عمدتاً در بخشهای حساس سیر و حرکت و زیرساخت تعریف شدهاند.
این طرحها به گونهای انتخاب شدهاند که بتوانند با کمترین تزریق مالی، بیشترین نقش را در ارتقای بهرهوری عملیاتی شبکه ایفا کنند. این تمرکز بر بازدهی سریع و بهینه، پاسخی هوشمندانه به چالشهای اقتصادی کنونی کشور و تأمین نیازهای رو به رشد حملونقل کالا و مسافر است.
توسعه راهبردی در نقاط کلیدی حملونقل
مدیرعامل راهآهن تأکید کرد که اجرای این پروژههای زودبازده، در نقاط راهبردی و گرههای کلیدی حملونقل کشور، دنبال خواهد شد. به طور مشخص، نقاطی مانند سرخس (به عنوان گلوگاه اصلی حملونقل ترانزیتی شرق کشور) و بندر شهید رجایی (به عنوان بزرگترین بندر تجاری ایران) در این برنامه جایگاه ویژهای دارند.
ذاکری اظهار داشت که اجرای طرحهای کوتاهمدت در این مناطق، مسیر توسعه پروژههای بلندمدتتر و حیاتی را نیز هموار خواهد ساخت. وی اطمینان داد که منابع مالی مورد نیاز برای این اقدامات کوتاهمدت، از محل اعتبارات عمرانی و جاری شرکت تأمین شده است و پیشبینی میشود این اقدامات بتوانند ظرفیت عملیاتی کل شبکه ریلی کشور را به شکلی محسوس و قابلسنجش ارتقا دهند.
تحلیل نهایی نبض ساختمان
راهبرد جدید راهآهن جمهوری اسلامی، نمونهای از مدیریت داراییهای موجود (Asset Management) با رویکرد بحرانمحور است. در شرایطی که امکان سرمایهگذاریهای عظیم و پروژههای زیرساختی زمانبر کاهش یافته، تمرکز بر بهرهوری لبهای (Marginal Productivity) از طریق پروژههای زودبازده، منطقیترین و مؤثرترین مسیر است.
این سیاست نشان میدهد که مدیران راهآهن دریافتهاند که ارتقاء زیرساخت، همیشه نیازمند پروژههای مگاپروژه نیست، بلکه بهینهسازی گرههای ترافیکی و زیرساختهای فرسوده، میتواند ظرفیت شبکه را با کسری از هزینه افزایش دهد. نبض ساختمان این رویکرد را یک گام عملی و هوشمندانه در راستای تقویت تابآوری اقتصادی کشور از طریق ارتقاء شریانهای حیاتی حملونقل و افزایش کارایی ترانزیت ملی ارزیابی میکند.
نبض ساختمان؛ رصد تحولات، پیشبینی آینده.
منبع



