
برای بسیاری از سازندگان، شرکتهای ساختمانی، سرمایهگذاران و فعالان حوزه ساختوساز، پیدا کردن پروژه جدید یکی از دشوارترین بخشهای فعالیت حرفهای است. ساختن یک ساختمان، مدیریت پیمانکاران، تأمین مصالح، کنترل هزینهها و تحویل پروژه همگی کارهایی مهم هستند، اما قبل از اینکه این مراحل آغاز شوند، یک سؤال اساسی وجود دارد: پروژه بعدی را از کجا پیدا کنیم؟
سازندهای که تجربه، سرمایه و تیم اجرایی مناسبی دارد اما جریان ثابتی از پروژههای جدید ندارد، عملاً بخش مهمی از ظرفیت کسبوکار خود را بلااستفاده باقی میگذارد. به همین دلیل، جذب پروژه باید مانند تأمین مالی، مدیریت ساخت و فروش، بهعنوان یک فرآیند حرفهای و مستمر در نظر گرفته شود؛ نه کاری که فقط زمانی انجام شود که پروژه فعلی رو به پایان است.
یکی از کانالهایی که میتواند در این زمینه اهمیت زیادی داشته باشد، شبکه بنگاههای املاک محلی است. مشاور املاک محلی فقط کسی نیست که واحد مسکونی را خریدوفروش یا اجاره میدهد. در بسیاری از محلهها، مشاوران املاک بهدلیل ارتباط روزمره با مالکان، وراث، سرمایهگذاران، صاحبان خانههای قدیمی و افرادی که قصد فروش یا نوسازی ملک خود را دارند، با بخشی از اطلاعات بازار مواجه هستند که معمولاً در آگهیهای عمومی دیده نمیشود.
ممکن است مالک یک ساختمان کلنگی هنوز آگهی فروش نداده باشد، اما به مشاور املاک محله گفته باشد که اگر سازنده مناسبی پیدا شود، حاضر است درباره نوسازی یا مشارکت در ساخت مذاکره کند. ممکن است مالک دیگری قصد فروش داشته باشد اما در صورت دریافت پیشنهاد مناسب برای مشارکت، نظرش تغییر کند. همین اطلاعات اولیه میتواند برای یک سازنده، سرمایهگذار یا شرکت ساختمانی ارزش تجاری قابلتوجهی ایجاد کند.
با این حال، یک اشتباه رایج این است که سازنده تصور کند کافی است وارد چند بنگاه شود، کارت ویزیت خود را روی میز بگذارد و بگوید: «اگر پروژه مشارکت داشتید، با من تماس بگیرید.» این روش معمولاً نتیجه قابلتوجهی ایجاد نمیکند. دلیل آن ساده است: مشاور املاک باید بداند چرا باید شما را به مالک معرفی کند، چه نوع پروژهای برای شما مناسب است، چه محدودهای را پوشش میدهید، چه توان مالی و اجرایی دارید، چه نوع ساختمانی میسازید، چه مزیتی نسبت به سایر سازندگان دارید و از همه مهمتر، همکاری با شما چه ارزش مشخصی برای او ایجاد میکند.
رابطه موفق میان سازنده و مشاور املاک، در واقع یک رابطه دوطرفه است؛ سازنده به دسترسی به فرصتهای واقعی نیاز دارد و مشاور املاک به یک سازنده قابلاعتماد نیاز دارد که بتواند در صورت معرفی پروژه، فرآیند را حرفهای و شفاف پیش ببرد.
بنابراین، موضوع این مقاله صرفاً «چگونه با بنگاه املاک صحبت کنیم؟» نیست. مسئله اصلی این است که چگونه یک شبکه محلی از مشاوران املاک بسازیم که بهصورت مستمر فرصتهای مناسب را به سمت کسبوکار ساختمانی ما هدایت کند. این شبکه زمانی شکل میگیرد که شما بازار محلی را بشناسید، بنگاههای مناسب را انتخاب کنید، پیشنهاد همکاری مشخص داشته باشید، اطلاعات پروژه را سریع بررسی کنید، به مشاور بازخورد بدهید و رابطه را بعد از اولین معامله یا معرفی نیز ادامه دهید.
در این مقاله، از مرحله پیدا کردن بنگاه مناسب تا طراحی پیشنهاد همکاری، نحوه مذاکره، ارائه اطلاعات به مشاور، مدیریت مالک، تعیین چارچوب مالی همکاری، اشتباهات رایج و تبدیل یک بنگاه به شریک بلندمدت در جذب پروژه را بررسی میکنیم. همچنین درباره یکی از مهمترین موضوعات حقوقی این حوزه یعنی تفاوت نقش مشاور املاک در معرفی و مذاکره با نقش او در تنظیم قراردادهای خاص نیز صحبت خواهیم کرد.
این موضوع اهمیت ویژهای دارد، زیرا در معاملات مرتبط با ساخت و پیشفروش، رعایت مقررات قانونی و ارجاع موارد لازم به مراجع رسمی اهمیت دارد. برای نمونه، طبق ماده ۲۴ قانون پیشفروش ساختمان، مشاوران املاک پس از مذاکرات مقدماتی باید طرفین را برای تنظیم سند رسمی قرارداد پیشفروش به دفتر اسناد رسمی هدایت کنند و نباید رأساً قرارداد پیشفروش را تنظیم کنند.
هدف نهایی این راهنما این است که همکاری با بنگاههای املاک را از یک رابطه اتفاقی و مبتنی بر آشنایی شخصی، به یک سیستم جذب پروژه قابلاندازهگیری تبدیل کنیم.
قبل از پیدا کردن بنگاه، باید بدانید دقیقاً دنبال چه پروژهای هستید
یکی از مهمترین اصول همکاری با مشاوران املاک این است که نباید با یک پیام مبهم وارد بازار شوید. جملهای مانند «هر پروژهای داشتید به من معرفی کنید» از نظر تجاری جذاب نیست، چون مشاور نمیداند دقیقاً چه چیزی را باید برای شما پیدا کند. اگر قرار است شبکهای از بنگاهها برای شما پروژه پیدا کنند، باید بتوانند پروژه مناسب را در چند دقیقه تشخیص دهند. این موضوع زمانی ممکن است که شما معیارهای خود را از قبل مشخص کرده باشید.
فرض کنید یک سازنده در منطقهای خاص فعالیت میکند و توان اجرای پروژههای مسکونی متوسط را دارد. اگر این سازنده به مشاور بگوید «ملک کلنگی میخواهم»، هنوز اطلاعات کافی ارائه نکرده است. اما اگر توضیح دهد که به دنبال زمین یا ملک کلنگی با متراژ مشخص، عرض گذر مشخص، محدوده جغرافیایی مشخص، امکان ساخت چند طبقه، شرایط سند مشخص و وضعیت مالکیت قابل بررسی است، مشاور خیلی سریعتر میتواند فایلهای مناسب را جدا کند.
این موضوع حتی در مورد سرمایهگذارانی که قصد ورود به پروژههای مشارکت در ساخت دارند اهمیت بیشتری دارد. هر منطقه شرایط متفاوتی دارد و ارزش زمین، ضوابط شهرداری، تراکم، تعداد طبقات، سطح اشغال، قیمت ساخت، قیمت فروش و شرایط مالکیت میتواند بر اقتصادی بودن یک پروژه اثر بگذارد. بنابراین اولین قدم این است که برای کسبوکار خود یک «پروفایل پروژه مطلوب» ایجاد کنید.
پروفایل پروژه میتواند شامل محدوده جغرافیایی، حداقل و حداکثر متراژ زمین، عرض گذر، نوع کاربری، تعداد واحد مطلوب، شرایط سند، وضعیت بنا، میزان سرمایه قابلاختصاص، مدل همکاری، حداقل نرخ بازده مورد انتظار داخلی شرکت و محدودیتهای اجرایی باشد. لازم نیست همه این اطلاعات را در اولین تماس به مشاور بدهید؛ اما خودتان باید آنها را بدانید.
برای مثال، به جای اینکه بگویید:
«پروژه مشارکت در ساخت میگیریم.»
میتوانید بگویید:
«تمرکز ما روی املاک کلنگی در محدوده مشخصی از منطقه است. پروژههای مسکونی را بررسی میکنیم، امکان بررسی زمینهای با متراژ مشخص را داریم و قبل از هرگونه پیشنهاد نهایی، وضعیت سند، ضوابط ساخت و شرایط مالک بررسی میشود.»
این جمله برای مشاور بسیار قابلاستفادهتر است.
مشاور املاک باید بتواند پس از شنیدن توضیحات شما، وقتی با یک مالک روبهرو میشود، سریع تشخیص دهد که آیا این مالک بالقوه برای شما مناسب است یا خیر. در واقع، شما باید برای مشاور یک «فیلتر ذهنی» بسازید.
هرچه این فیلتر دقیقتر باشد، تعداد فایلهای نامرتبطی که دریافت میکنید کمتر میشود و زمان تیم شما برای بررسی پروژههای بینتیجه کاهش پیدا میکند.
از طرف دیگر، نباید فیلتر را آنقدر محدود کنید که تقریباً هیچ پروژهای باقی نماند. اینجا باید میان «تمرکز» و «انعطاف» تعادل برقرار شود. ممکن است یک پروژه در ابتدا دقیقاً مطابق معیارهای شما نباشد، اما شرایط مالک، موقعیت زمین یا امکان تغییر مدل همکاری آن را جذاب کند. بنابراین بهتر است معیارهای خود را به دو گروه تقسیم کنید: معیارهای غیرقابلمذاکره و معیارهای قابلبررسی.
معیارهای غیرقابلمذاکره میتوانند شامل محدوده جغرافیایی نامناسب، وضعیت حقوقی نامشخص یا عدم امکان تأمین مالی پروژه باشند. در مقابل، متراژ، تعداد واحد یا حتی مدل تقسیم پروژه در بعضی موارد میتواند قابل مذاکره باشد.
این مرحله شاید ساده به نظر برسد، اما پایه تمام سیستم همکاری شماست. اگر ندانید دنبال چه پروژهای هستید، حتی بهترین شبکه بنگاههای املاک هم نمیتواند برایتان نتیجه پایدار ایجاد کند.
چرا بنگاههای محلی برای جذب پروژه اهمیت دارند؟
وقتی درباره بازاریابی ساختمانی صحبت میکنیم، معمولاً ذهن فعالان این صنعت به سمت تبلیغات، شبکههای اجتماعی، سایت، آگهیهای ملکی یا ارتباط مستقیم با مالکان میرود. همه این روشها میتوانند کاربرد داشته باشند، اما بنگاههای محلی یک مزیت خاص دارند: آنها به شبکهای از ارتباطات انسانی متصل هستند که همیشه در فضای عمومی اینترنت قابل مشاهده نیست.
یک مشاور املاک موفق ممکن است در طول یک هفته با دهها مالک صحبت کند. بعضی از این افراد برای فروش مراجعه میکنند، بعضی درباره قیمت ملک خود سؤال دارند، بعضی قصد خرید دارند و برخی نیز درباره آینده ملک خود، امکان ساخت یا نوسازی پرسوجو میکنند. در چنین شرایطی، مشاور ممکن است زودتر از هر کانال تبلیغاتی متوجه شود که یک ملک در حال ورود به فرآیند تصمیمگیری است.
نکته مهم این است که همه این اطلاعات به معنی «سرنخ قطعی پروژه» نیست. بسیاری از مالکان صرفاً در مرحله تحقیق هستند. بعضی هنوز تصمیم نگرفتهاند ملک را بفروشند یا بسازند. برخی فقط قیمت میگیرند و بعضی ممکن است چند سال بعد تصمیم به نوسازی بگیرند. بنابراین سازنده نباید هر اطلاعاتی را بهعنوان پروژه قطعی تلقی کند.
ارزش بنگاه در اینجا بیشتر در دسترسی اولیه به اطلاعات و ارتباط با مالک است.
این موضوع یک تفاوت مهم میان بازاریابی سنتی و بازاریابی رابطهای ایجاد میکند. در تبلیغات عمومی، شما پیام خود را به تعداد زیادی از افراد نشان میدهید و امیدوار هستید بخشی از آنها مشتری شوند. در همکاری با بنگاه، شما تلاش میکنید با افرادی ارتباط بگیرید که در نقطهای مشخص از چرخه تصمیمگیری ملکی قرار دارند.
البته این به معنی آن نیست که همه مشاوران املاک اطلاعات ارزشمند دارند. اتفاقاً یکی از مهمترین مراحل کار، شناسایی بنگاههایی است که واقعاً در منطقه نفوذ و ارتباط دارند.
ممکن است یک بنگاه دفتر بسیار بزرگ و ظاهر حرفهای داشته باشد اما در حوزه املاک کلنگی و مالکان قدیمی فعالیت محدودی داشته باشد. در مقابل، یک دفتر کوچک محلی ممکن است سالها در همان محله فعالیت کرده باشد و ارتباط نزدیکی با مالکان داشته باشد.
بنابراین معیار شما نباید صرفاً اندازه دفتر یا تعداد فایلهای آگهیشده باشد.
باید بپرسید:
این مشاور بیشتر چه نوع املاکی معامله میکند؟
با چه نوع مالکانی ارتباط دارد؟
آیا در محله شناخته شده است؟
آیا معاملات مشارکت در ساخت یا زمین و ملک کلنگی انجام داده است؟
آیا مالکانی را میشناسد که به نوسازی علاقه دارند؟
آیا میتواند اطلاعات اولیه پروژه را دقیق جمعآوری کند؟
آیا در مذاکرات حرفهای عمل میکند؟
آیا اطلاعات مالک را محرمانه و مسئولانه مدیریت میکند؟
پاسخ این پرسشها ارزش واقعی یک بنگاه را مشخص میکند.
چگونه بنگاه مناسب را برای همکاری انتخاب کنیم؟
یکی از اشتباهات رایج این است که سازنده تعداد زیادی بنگاه را بهصورت تصادفی انتخاب میکند و برای همه یک پیام یکسان میفرستد. این روش ممکن است تعداد ارتباطات را افزایش دهد، اما لزوماً کیفیت شبکه را افزایش نمیدهد.
بهتر است ابتدا محدوده جغرافیایی پروژههای موردنظر خود را مشخص کنید و سپس بنگاههای همان محدوده را دستهبندی کنید. برای مثال، اگر فعالیت شما در سه محله متمرکز است، میتوانید ابتدا ۲۰ تا ۳۰ دفتر فعال در این مناطق را شناسایی کنید. سپس بر اساس نوع فعالیت، سابقه، شبکه ارتباطی، کیفیت فایلها و تجربه همکاری، آنها را اولویتبندی کنید.
بنگاهها را میتوان به سه گروه تقسیم کرد.
گروه اول، بنگاههای استراتژیک هستند. این دفاتر احتمالاً ارتباط قوی با مالکان املاک کلنگی، زمینداران یا سرمایهگذاران دارند و ارزش وقت گذاشتن و ایجاد رابطه بلندمدت را دارند.
گروه دوم، بنگاههای عمومیتر هستند که ممکن است فایلهای مناسب داشته باشند اما تمرکز اصلیشان روی خرید و فروش واحدهای آماده باشد.
گروه سوم، دفاتری هستند که در حال حاضر احتمال کمی برای تأمین پروژه مناسب دارند.
تمرکز اصلی شما باید روی گروه اول باشد، اما گروه دوم را نیز نباید کاملاً حذف کنید.
در این مرحله، میتوانید یک فایل ساده برای مدیریت ارتباطات بسازید. نام دفتر، نام مشاور، منطقه فعالیت، نوع فایلهای غالب، سابقه همکاری، تعداد معرفیها، تعداد فایلهای واجد شرایط، وضعیت مذاکرات و نتیجه همکاری را ثبت کنید.
این کار شاید در ابتدا اداری به نظر برسد، اما پس از چند ماه ارزش خود را نشان میدهد. زیرا بهجای اینکه صرفاً بگویید «فلان مشاور خوب است»، داده واقعی خواهید داشت.
برای مثال ممکن است متوجه شوید یک مشاور در سه ماه گذشته هشت فایل معرفی کرده اما فقط یک مورد شرایط اولیه را داشته است. مشاور دیگری فقط سه فایل معرفی کرده اما دو مورد به جلسه با مالک رسیدهاند. این دو مشاور از نظر ارزش تجاری یکسان نیستند.
نکته مهم دیگر این است که نباید عملکرد مشاور را فقط با تعداد معرفیها اندازه بگیرید. کیفیت سرنخ مهمتر از حجم آن است.
یک مشاور ممکن است در ماه فقط دو پروژه معرفی کند، اما هر دو پروژه واقعاً با معیارهای شما همخوان باشند. چنین فردی ممکن است بسیار ارزشمندتر از مشاوری باشد که هر هفته ده فایل نامرتبط میفرستد.
در نتیجه، معیارهایی مانند نرخ تبدیل معرفی به جلسه، نرخ تبدیل جلسه به مذاکره و نرخ تبدیل مذاکره به قرارداد میتوانند معیارهای بهتری برای ارزیابی شبکه شما باشند.
چگونه اولین ارتباط را با بنگاه برقرار کنیم؟
اولین تماس تعیینکننده است. اگر تماس شما شبیه یک درخواست عمومی برای «پروژه دادن» باشد، احتمالاً در ذهن مشاور ماندگار نمیشود.
بهتر است معرفی خود را کوتاه، مشخص و حرفهای انجام دهید.
مثلاً:
«سلام، من از مجموعه … تماس میگیرم. ما در زمینه ساخت و مشارکت در پروژههای مسکونی در محدوده … فعالیت میکنیم. در حال توسعه شبکه همکاریمان با چند مشاور فعال منطقه هستیم و دنبال پروژههایی هستیم که مالک واقعاً قصد نوسازی یا مشارکت داشته باشد. اگر مایل باشید، مشخصات دقیق پروژههایی که بررسی میکنیم را برایتان ارسال میکنم.»
این پیام چند مزیت دارد.
اول اینکه شما خودتان را مشخص معرفی کردهاید.
دوم اینکه منطقه فعالیت را گفتهاید.
سوم اینکه گفتهاید دنبال «پروژه مناسب» هستید، نه هر فایل.
چهارم اینکه از مشاور درخواست نکردهاید فوراً پروژه بدهد.
پنجم اینکه مسیر ادامه ارتباط را باز گذاشتهاید.
اگر مشاور علاقه نشان داد، مرحله بعدی ارسال یک معرفینامه کوتاه است.
این معرفینامه بهتر است یک فایل ساده یک یا دو صفحهای باشد و شامل معرفی شرکت، حوزه فعالیت، محدوده جغرافیایی، نمونه پروژهها، نوع پروژههای موردنظر و راه ارتباطی باشد.
نباید یک کاتالوگ ۳۰ صفحهای برای مشاور بفرستید. مشاور املاک به اطلاعاتی نیاز دارد که بتواند سریع آنها را بخواند و در موقعیت واقعی استفاده کند.
چیزی که باید به مشاور املاک بفروشید «خودتان» نیست؛ «اطمینان از همکاری» است
بسیاری از سازندگان هنگام معرفی خودشان بیش از حد درباره سابقه، پروژهها و تواناییهایشان صحبت میکنند. این اطلاعات مهم است، اما برای مشاور یک سؤال مهمتر وجود دارد:
اگر من این مالک را به شما معرفی کنم، چه اتفاقی میافتد؟
مشاور نمیخواهد اعتبار خود را نزد مالک با معرفی فردی که فرآیند نامنظم، کند یا غیرحرفهای دارد به خطر بیندازد.
بنابراین شما باید فرآیند همکاری خود را برای مشاور روشن کنید.
مثلاً بگویید:
«اگر پروژهای معرفی کنید، اطلاعات اولیه ملک را دریافت میکنیم، در صورت مناسب بودن در مدت مشخص بررسی اولیه انجام میدهیم، نتیجه را به شما اعلام میکنیم و اگر پروژه ارزش ادامه بررسی داشته باشد، جلسه با مالک را هماهنگ میکنیم.»
این جمله ساده، یک تفاوت بزرگ ایجاد میکند.
مشاور میفهمد که معرفی او وارد یک فرآیند مشخص میشود.
همچنین بهتر است از ابتدا مشخص کنید که چه اطلاعاتی برای بررسی اولیه لازم دارید. مثلاً موقعیت ملک، متراژ، عرض گذر، وضعیت بنا، نوع سند، تعداد مالکان، اطلاعات کلی درباره خواسته مالک و در صورت امکان اطلاعات اولیه مربوط به وضعیت ساخت.
البته باید توجه داشت که اطلاعات حقوقی و ثبتی باید به شکل رسمی و با بررسی متخصصان مربوطه ارزیابی شود. اطلاعات اولیه مشاور فقط برای غربالگری پروژه است، نه جایگزین بررسی حقوقی یا فنی.
مشاور املاک باید بداند پروژه خوب برای شما چه پروژهای است
یکی از بهترین ابزارهای همکاری با بنگاه، تهیه یک «برگه پروژه مطلوب» است.
این برگه میتواند بسیار ساده باشد:
محدوده فعالیت: مناطق و محلههای مشخص
نوع ملک: کلنگی، زمین، ملک دارای قابلیت نوسازی
حداقل متراژ: عدد موردنظر شما
عرض گذر: حداقل موردنیاز
کاربری: مسکونی یا سایر کاربریهای موردنظر
مدل همکاری: مشارکت در ساخت / سرمایهگذاری / خرید
وضعیت مالکیت: ترجیحاً سند و مالکیت قابل بررسی
وضعیت پروژه: پروژههایی که مالک واقعاً آماده مذاکره است
محدودیتها: مواردی که از ابتدا پروژه را برای شما نامناسب میکند
وقتی چنین برگهای داشته باشید، مشاور میتواند آن را روی میز خود نگه دارد یا در سیستم داخلی دفترش ثبت کند.
این یعنی شما دیگر یک سازنده ناشناس نیستید؛ تبدیل میشوید به یک «خریدار مشخص برای یک نوع خاص از فرصت ملکی».
چه چیزی باعث میشود مشاور املاک یک پروژه را به شما معرفی کند؟
این سؤال یکی از مهمترین بخشهای موضوع است.
مشاور املاک برای معرفی پروژه به سازنده، هزینه زمانی و اعتباری پرداخت میکند. او باید با مالک صحبت کند، اطلاعات جمع کند، احتمالاً درباره شما توضیح دهد، جلسه هماهنگ کند و گاهی هفتهها ارتباط را حفظ کند.
بنابراین اگر شما هیچ ارزش مشخصی برای این فرآیند ایجاد نکنید، همکاری دوام نخواهد داشت.
ارزش همکاری میتواند مالی باشد، اما فقط مالی نیست.
سرعت پاسخگویی، شفافیت، تخصص، توان مذاکره، احترام به مالک و حفظ ارتباط با مشاور نیز ارزش ایجاد میکنند.
فرض کنید مشاور دو سازنده دارد. سازنده اول هر پروژهای را که میفرستند بعد از یک هفته بررسی میکند و حتی اگر پروژه مناسب نباشد، پاسخ نمیدهد. سازنده دوم در همان روز یا روز بعد نتیجه اولیه را اعلام میکند و اگر پروژه مناسب باشد، جلسه را سریع هماهنگ میکند.
احتمالاً مشاور ترجیح میدهد فرصتهای بعدی را با سازنده دوم مطرح کند، چون تجربه همکاری برای او بهتر است.
بنابراین یکی از مهمترین سرمایههای شما در این بازار اعتبار در میان مشاوران محلی است.
درباره کمیسیون و حق معرفی چگونه صحبت کنیم؟
بحث مالی باید شفاف باشد، اما نباید اولین جمله شما در رابطه با مشاور باشد.
در مرحله اول، باید مطمئن شوید طرفین درباره ماهیت همکاری، نوع پروژه، نقش مشاور و فرآیند ارتباط برداشت مشترکی دارند. سپس چارچوب مالی باید قبل از ایجاد تعهد یا شروع فرآیند رسمی، روشن و مستند شود.
نکته مهم این است که نباید یک عدد ثابت را بهعنوان «نرخ قطعی و قانونی» برای همه همکاریهای مشارکت در ساخت اعلام کرد. نوع معامله، نقش واسطه، منطقه، مقررات صنفی و توافق طرفین میتواند متفاوت باشد و در مواردی لازم است موضوع توسط فرد متخصص بررسی شود. برخی منابع بازار حتی درباره عرفهای متفاوت کمیسیون مشارکت در ساخت گزارش دادهاند، اما این ارقام را نباید بدون بررسی مقررات و شرایط معامله بهعنوان نرخ عمومی یا الزام قانونی معرفی کرد.
برای همین، بهتر است بهجای جستوجوی یک عدد جادویی، فرآیند مالی را شفاف کنید.
مثلاً مشخص شود:
چه کسی پرداختکننده است؟
پرداخت در چه مرحلهای انجام میشود؟
آیا معرفی صرفاً مشمول حقالزحمه است یا تحقق قرارداد؟
اگر پروژه به قرارداد نرسد چه میشود؟
اگر مالک و سازنده مستقیماً وارد مذاکره شوند، نقش مشاور چگونه حفظ میشود؟
اگر پروژه در آینده به قرارداد دیگری تبدیل شود، وضعیت همکاری چگونه خواهد بود؟
این مسائل باید پیش از ایجاد اختلاف روشن شوند.
اشتباه بزرگ: دور زدن مشاور بعد از معرفی مالک
یکی از خطرناکترین رفتارها در شبکهسازی با بنگاهها این است که سازنده پس از معرفی مالک، مستقیماً ارتباط را از مشاور جدا کند.
حتی اگر از نظر حقوقی و قراردادی موضوع پیچیدهتر از این باشد، از منظر کسبوکار یک پیام بسیار روشن دارد: اگر مشاور احساس کند معرفی پروژه باعث از دست رفتن نقش او میشود، انگیزهای برای معرفی پروژههای بعدی نخواهد داشت.
شبکهسازی یعنی ساختن اعتماد در طول زمان.
فرض کنید یک مشاور مالک یک ملک ۵۰۰ متری را به شما معرفی میکند. شما بعد از جلسه اول، شماره مالک را میگیرید و دیگر مشاور را در جریان قرار نمیدهید. حتی اگر پروژه به قرارداد برسد، این رفتار میتواند باعث شود مشاور در آینده هیچ پروژه دیگری را به شما معرفی نکند.
در مقابل، اگر از ابتدا چارچوب نقشها مشخص باشد و مشاور بداند که در صورت رسیدن پروژه به مرحله مشخص، حقوق و جایگاه او طبق توافق حفظ میشود، همکاری قابلاعتمادتر خواهد بود.
در اینجا اصل مهم این است:
همکاری را طوری طراحی کنید که مشاور از معرفی پروژه پشیمان نشود.
چگونه مالک را برای مشارکت در ساخت آماده کنیم؟
بنگاه املاک میتواند در ایجاد ارتباط اولیه نقش داشته باشد، اما سازنده باید بداند که مالک معمولاً فقط به دنبال یک درصد مشارکت نیست.
مالک ممکن است درباره تخلیه ملک، اسکان موقت، مدت ساخت، کیفیت مصالح، نحوه انتخاب واحدها، تضمینها، زمان تحویل، شرایط سند، هزینههای جانبی و اعتبار سازنده نگرانی داشته باشد.
اگر شما فقط درباره «سهم مالک و سازنده» صحبت کنید، بخش مهمی از دغدغههای مالک را نادیده گرفتهاید.
اینجا مشاور میتواند نقش مهمی داشته باشد. او شناخت اولیهای از شرایط مالک دارد و میتواند به شما بگوید مالک بیشتر روی چه موضوعی حساس است.
یک مالک ممکن است بیش از هر چیز به زمان تحویل اهمیت دهد. مالک دیگر شاید نگران اسکان در دوره ساخت باشد. مالک دیگری ممکن است به کیفیت ساختمان و متریال اهمیت دهد.
بنابراین قبل از جلسه، از مشاور درباره شرایط عمومی مالک سؤال کنید.
البته این به معنی دخالت در اطلاعات خصوصی مالک یا درخواست اطلاعات محرمانه نیست. هدف این است که بدانید جلسه را با چه رویکردی آغاز کنید.
جلسه با مالک نباید تبدیل به جلسه فروش تهاجمی شود
یکی از اشتباهات رایج سازندگان این است که جلسه اول را به ارائه یک پیشنهاد قطعی تبدیل میکنند.
درحالیکه جلسه اول بهتر است جلسه شناخت باشد.
شما باید بدانید مالک چه میخواهد.
چرا تصمیم به ساخت گرفته است؟
آیا قصد فروش داشته و حالا به مشارکت فکر میکند؟
چند مالک وجود دارد؟
چه انتظاری از پروژه دارد؟
چه نگرانیهایی دارد؟
در مورد زمانبندی چه نظری دارد؟
چه تجربهای از سازندگان قبلی داشته است؟
آیا اعضای خانواده در تصمیم دخیل هستند؟
وقتی سازنده این اطلاعات را به دست آورد، میتواند پیشنهاد خود را متناسب با شرایط واقعی طراحی کند.
مذاکره حرفهای یعنی ارائه راهحل متناسب با مسئله مالک؛ نه تکرار یک پیشنهاد ثابت برای همه.
چگونه از بنگاه بخواهیم مالک مناسب پیدا کند؟
بهجای گفتن «اگر مالک خوب داشتید معرفی کنید»، از مشاور یک تصویر مشخص از مالک مطلوب بدهید.
مثلاً:
«ما دنبال مالکانی هستیم که ملکشان قابلیت نوسازی داشته باشد و واقعاً در حال بررسی گزینههای ساخت باشند. ترجیح میدهیم قبل از جلسه، مالک درباره اصل مشارکت دید مثبتی داشته باشد و صرفاً برای قیمتگیری مراجعه نکرده باشد.»
این جمله باعث میشود مشاور کیفیت سرنخ را افزایش دهد.
همچنین میتوانید بگویید:
«اگر مالک هنوز تصمیم قطعی ندارد، مشکلی نیست؛ فقط قبل از جلسه مشخص شود که هدف او فروش است، ساخت است یا بررسی هر دو گزینه.»
این اطلاعات برای سازنده بسیار ارزشمند است.
سرعت پاسخگویی؛ یکی از مهمترین مزیتهای شما در برابر سایر سازندگان
در بازار پروژههای ساختمانی، فرصتها ممکن است از بین بروند.
مالک ممکن است همزمان با چند سازنده صحبت کند. مشاور نیز ممکن است یک فایل را برای چند نفر ارسال کند. بنابراین سرعت بررسی اهمیت دارد.
البته سرعت نباید به معنی تصمیم عجولانه باشد.
راهحل بهتر، ایجاد یک فرآیند «بررسی اولیه سریع» است.
مثلاً:
در مرحله اول اطلاعات اولیه دریافت میشود.
سپس تیم در یک بازه مشخص امکان اولیه پروژه را بررسی میکند.
اگر پروژه مناسب نبود، پاسخ منفی داده میشود.
اگر پروژه ارزش بررسی بیشتر داشت، اطلاعات تکمیلی درخواست میشود.
در مرحله بعد بررسی فنی، حقوقی و اقتصادی انجام میشود.
این فرآیند باعث میشود هم سرعت بالا برود و هم تصمیمها ساختاریافته شوند.
مشاور نیز میداند که فایل معرفیشده در چه مرحلهای قرار دارد.
سیستم امتیازدهی داخلی برای پروژهها ایجاد کنید
برای اینکه شبکه بنگاهها واقعاً به یک سیستم جذب پروژه تبدیل شود، بهتر است پروژهها را داخل مجموعه خودتان دستهبندی کنید.
این امتیازدهی نباید به مشاور نشان داده شود و صرفاً ابزار داخلی تصمیمگیری است.
برای مثال میتوانید پروژه را از نظر مواردی مانند موقعیت، متراژ، وضعیت مالکیت، قابلیت ساخت، توان مالی مالک، پیچیدگی حقوقی و امکان اجرای پروژه بررسی کنید.
هدف از این کار این نیست که یک فرمول ریاضی قطعی برای ارزش پروژه بسازید؛ بلکه میخواهید از تصمیمگیری کاملاً احساسی جلوگیری کنید.
یک پروژه ممکن است زمین بسیار خوبی داشته باشد اما چندین مالک اختلافنظر داشته باشند. پروژه دیگری شاید از نظر موقعیت متوسط باشد اما مالک واحد و آماده تصمیمگیری داشته باشد.
در نتیجه، بررسی باید چندبعدی باشد.
از بنگاه فقط پروژه نخواهید؛ اطلاعات بازار هم بگیرید
یکی از ارزشمندترین مزایای شبکه بنگاهها، اطلاعات بازار است.
مشاوران میتوانند به شما کمک کنند بفهمید:
چه نوع ساختمانهایی در محله بیشتر معامله میشوند؟
خریداران بیشتر چه متراژی را میخواهند؟
چه امکاناتی در فروش پروژه جدید اهمیت دارد؟
مالکها بیشتر به فروش علاقه دارند یا مشارکت؟
چه سازندههایی در منطقه فعالاند؟
کدام پروژهها در حال ساخت هستند؟
کدام ساختمانها قدیمی و مستعد نوسازی هستند؟
چه ویژگیهایی باعث فروش سریعتر واحدها میشود؟
البته این اطلاعات باید بهعنوان اطلاعات بازار و تجربه محلی بررسی شوند و نباید بدون داده کافی بهعنوان آمار قطعی بازار معرفی شوند.
با این حال، ترکیب تجربه محلی مشاور با تحلیل فنی و اقتصادی سازنده میتواند دید ارزشمندی ایجاد کند.
بهترین مدل همکاری: شبکهای از چند بنگاه، نه وابستگی به یک دفتر
اگر تمام جذب پروژه خود را به یک بنگاه وابسته کنید، ریسک بالایی ایجاد کردهاید.
ممکن است مشاور تغییر شغل دهد، دفتر تعطیل شود، تمرکز خود را تغییر دهد یا رابطه شما به هر دلیل از بین برود.
مدل بهتر، ساخت یک شبکه محدود اما باکیفیت از مشاوران است.
برای مثال بهجای همکاری سطحی با ۱۰۰ بنگاه، ممکن است در یک منطقه با ۱۰ تا ۲۰ مشاور فعال و قابلاعتماد ارتباط مستمر داشته باشید.
این افراد باید بدانند شما چه پروژههایی میخواهید، چگونه کار میکنید و چطور به معرفیها پاسخ میدهید.
در این مدل، شما بهتدریج یک «شبکه توزیع فرصت» برای خود ایجاد میکنید.
رابطه را بعد از قرارداد هم حفظ کنید
یک اشتباه رایج این است که سازنده فقط زمانی با مشاور تماس میگیرد که پروژه لازم دارد.
شبکه واقعی زمانی ایجاد میشود که رابطه بعد از پروژه هم ادامه داشته باشد.
اگر یک پروژه با موفقیت انجام شد، به مشاور اطلاع دهید.
اگر پروژهای به قرارداد نرسید، دلیل کلی را در حد لازم توضیح دهید.
اگر پروژهای که معرفی کرده مناسب نبود، مشخص کنید چه ویژگیای باعث عدم پذیرش شده است.
این بازخورد باعث میشود مشاور در دفعات بعد فایلهای مناسبتری برای شما بفرستد.
مثلاً اگر در سه پروژه متوالی متوجه شدید بیشتر فایلهای معرفیشده متراژ کمتر از نیاز شما دارند، به مشاور بگویید:
«پروژههایی که عرض گذر و متراژ بیشتری دارند برای ما مناسبترند. اگر موردی در این محدوده داشتید، حتماً اطلاع دهید.»
مشاور بهمرور الگوی تصمیمگیری شما را یاد میگیرد.
چرا باید برای مشاور «پرونده معرفی پروژه» آماده داشته باشید؟
یکی از ابزارهای حرفهای که میتواند همکاری شما را بسیار بهتر کند، یک بسته معرفی پروژه است.
این بسته باید ساده و قابل ارسال در واتساپ یا پیامرسان باشد.
میتواند شامل موارد زیر باشد:
معرفی کوتاه مجموعه، محدوده فعالیت، نوع پروژههای موردنظر، نمونه پروژهها، فرآیند بررسی، اطلاعات تماس و راه ارسال فایل باشد.
حتی میتوانید یک فرم ساده برای دریافت اطلاعات پروژه طراحی کنید.
برای مثال:
اطلاعات اولیه ملک
موقعیت:
متراژ:
عرض گذر:
نوع سند:
تعداد مالک:
وضعیت بنا:
کاربری:
خواسته مالک:
شماره تماس مشاور:
توضیحات:
این فرم باعث میشود اطلاعاتی که دریافت میکنید ساختاریافته باشد.
نقش اعتبار و نمونهکار در جلب اعتماد مشاور
مشاور املاک باید بتواند شما را به مالک معرفی کند.
اگر نام شرکت یا سازنده برای مالک ناشناخته باشد، مشاور احتمالاً مجبور میشود توضیحات بیشتری ارائه کند.
پس بهتر است یک نمونهکار واقعی و قابل استناد داشته باشید.
این نمونهکارها میتوانند شامل تصاویر پروژههای قبلی، مشخصات کلی پروژه، موقعیت، نوع کاربری و مراحل اجرا باشند.
اما یک نکته مهم وجود دارد: نباید در معرفی خود ادعاهایی مطرح کنید که قابل اثبات نیستند.
عبارتهایی مانند «بهترین سازنده منطقه»، «بزرگترین پروژه»، «سریعترین تحویل» یا «تضمین سود بالا» اگر پشتوانه قابل اثبات نداشته باشند، بیشتر از اینکه اعتماد بسازند، میتوانند اعتماد را کاهش دهند.
در بازاری که مالک و مشاور با چندین سازنده صحبت میکنند، صداقت و شفافیت یک مزیت رقابتی واقعی است.
چگونه از شبکه اجتماعی برای تقویت همکاری با بنگاه استفاده کنیم؟
اگر یک مشاور املاک وارد صفحه کاری شما شود، باید بتواند در چند دقیقه متوجه شود شما چه کاری انجام میدهید.
بنابراین سایت و شبکههای اجتماعی شما باید نقش «ویترین اعتبار» را ایفا کنند.
صفحه شما باید پروژههای واقعی، مراحل اجرا، جزئیات فنی، تیم، نمونه کار و رویکرد کاری را نشان دهد.
لازم نیست تمام محتوا تبلیغاتی باشد.
اتفاقاً محتوای آموزشی میتواند اعتماد بیشتری ایجاد کند.
برای مثال مقاله یا ویدئوهایی درباره انتخاب سازنده، مراحل مشارکت در ساخت، اشتباهات رایج مالک، بررسی پروژه کلنگی، فرآیند ساخت و مدیریت پروژه میتوانند به مشاور کمک کنند شما را حرفهایتر معرفی کند.
چگونه یک سیستم ارجاع از مشاوران بسازیم؟
وقتی همکاری شما با چند مشاور شکل گرفت، میتوانید سیستم ارجاع ایجاد کنید.
در این سیستم هر مشاور یک مسیر مشخص برای معرفی پروژه دارد.
مثلاً فایلها از طریق یک شماره واتساپ کاری، فرم سایت یا مسئول مشخص دریافت میشوند.
بعد از دریافت فایل، وضعیت آن ثبت میشود.
مثلاً:
«دریافت شد»
«در حال بررسی»
«نیازمند اطلاعات بیشتر»
«رد اولیه»
«جلسه با مالک»
«مذاکره»
«قرارداد»
این سیستم برای مجموعههایی که تعداد پروژههای دریافتی آنها افزایش پیدا میکند بسیار مهم است.
بدون سیستم، بعد از چند ماه ممکن است ندانید کدام مشاور چه فایلی معرفی کرده، نتیجه چه بوده و کدام فرصت هنوز باز است.
قرارداد مشارکت در ساخت را با معرفی اولیه اشتباه نگیرید
موضوع مقاله درباره جذب پروژه و همکاری با بنگاههاست، اما یک مرز مهم باید همیشه رعایت شود: معرفی پروژه با تنظیم قرارداد حقوقی یکسان نیست.
در ایران، قراردادهای مرتبط با مشارکت در ساخت و پیشفروش تحت مقررات خاص قرار دارند. طبق اصلاح ماده یک قانون پیشفروش ساختمان، قراردادهایی که به موجب آنها مالک رسمی زمین با شخص دیگری وارد مشارکت در ساخت میشود، در چارچوب تعریف قانونی پیشفروش ساختمان قرار گرفتهاند.
همچنین مقررات مرتبط با ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول و فرآیندهای جدید ثبت قراردادهای مربوط به مشارکت در ساخت، باعث شده این بخش نیازمند توجه جدی به تشریفات رسمی و ثبتی باشد. گزارشهای منتشرشده در سال ۱۴۰۵ نیز بر ثبت رسمی و استفاده از شناسههای یکتا در فرآیندهای مربوط به واحدهای ساختمانی تأکید کردهاند.
بنابراین بهتر است نقشها از ابتدا مشخص باشد:
مشاور املاک میتواند در شناسایی فرصت، ایجاد ارتباط، مذاکرات مقدماتی و هماهنگی نقش داشته باشد؛ اما مسائل حقوقی، تنظیم اسناد رسمی و تشریفات قانونی باید طبق مقررات جاری و با استفاده از متخصصان و مراجع صالح انجام شود. قانون پیشفروش ساختمان نیز برای مشاوران املاک در خصوص تنظیم مستقیم قرارداد پیشفروش محدودیتهایی تعیین کرده است.
این موضوع فقط یک مسئله حقوقی نیست؛ برای اعتبار کسبوکار نیز مهم است. سازنده حرفهای باید نشان دهد که برای سرعت بیشتر، فرآیندهای قانونی را نادیده نمیگیرد.
مشاور املاک چه اطلاعاتی نباید بدون بررسی قطعی اعلام کند؟
گاهی مشاور برای جذب مالک یا سریعتر کردن معامله، اطلاعاتی درباره میزان تراکم، تعداد طبقات، امکان ساخت، قیمت نهایی یا سهم مشارکت بیان میکند.
اما این اطلاعات نباید بدون بررسی کارشناسی مبنای تصمیم نهایی قرار گیرد.
برای مثال، اینکه «در این زمین حتماً شش طبقه میشود ساخت» یا «شهرداری قطعاً فلان تعداد واحد میدهد» موضوعی نیست که صرفاً بر اساس شنیدههای بازار بتوان درباره آن تصمیمگیری کرد.
سازنده باید پس از دریافت فایل، وضعیت واقعی پروژه را بررسی کند.
در نتیجه بهتر است به مشاور آموزش دهید:
«اطلاعات اولیه برای غربالگری است؛ پیشنهاد نهایی ما بعد از بررسی فنی، حقوقی و اقتصادی اعلام میشود.»
این جمله میتواند جلوی بسیاری از سوءتفاهمها را بگیرد.
چگونه با بنگاهها رابطه بلندمدت بسازیم؟
رابطه بلندمدت با یک مشاور از چند عامل تشکیل میشود.
پاسخگویی: وقتی فایل میفرستد، بدون پاسخ رهایش نکنید.
شفافیت: اگر پروژه مناسب نیست، محترمانه دلیل کلی را بگویید.
حفظ تعهدات: هر توافق مالی یا کاری باید همانطور که توافق شده اجرا شود.
احترام: حتی اگر پروژهای بسیار نامناسب باشد، برخورد غیرحرفهای با مالک یا مشاور نداشته باشید.
بازخورد: به مشاور بگویید چه فایلهایی برای شما ارزش بیشتری دارند.
ارتباط مستمر: فقط در زمان نیاز به پروژه سراغ او نروید.
اعتبار: کاری نکنید که معرفی شما برای مشاور تبدیل به ریسک اعتباری شود.
در واقع، بهترین مشاوران محلی به کسانی پروژه معرفی میکنند که قبلاً تجربه خوبی از همکاری با آنها داشتهاند.
اشتباهات رایج سازندگان هنگام همکاری با بنگاههای املاک
فقط کارت ویزیت دادن
کارت ویزیت بهتنهایی سیستم بازاریابی نیست.
اگر مشاور نداند شما چه پروژهای میخواهید، کارت شما احتمالاً بین دهها کارت دیگر قرار میگیرد.
تماس فقط در زمان نیاز
اگر فقط زمانی که پروژه ندارید با مشاور تماس بگیرید، رابطه شما معاملهای و کوتاهمدت خواهد بود.
قولهای مبهم
وعدههای مالی یا اجرایی نامشخص میتوانند بعدها اختلاف ایجاد کنند.
معرفی بیش از حد پروژههای نامرتبط
اگر برای هر فایل بگویید «بفرستید بررسی میکنیم»، بعد از مدتی تیم شما با حجم زیادی از فایلهای بیکیفیت مواجه خواهد شد.
پاسخ ندادن
حتی یک پاسخ کوتاه بهتر از بیخبری است.
دور زدن مشاور
این کار میتواند شبکه شما را در بلندمدت تخریب کند.
مذاکره مستقیم بدون چارچوب
مالک ممکن است چند سازنده را همزمان بررسی کند. فرآیند مذاکره باید مدیریتشده باشد.
ادعای توانایی بیش از واقعیت
اگر توان مالی یا اجرایی محدودی دارید، بهتر است پروژه مناسب ظرفیت واقعی خود انتخاب کنید.
بیتوجهی به مسائل حقوقی
هیچ پروژهای ارزش آن را ندارد که برای سرعت بیشتر، بررسی مالکیت یا قرارداد را نادیده بگیرید.
چگونه در ۳۰ روز یک شبکه اولیه از بنگاههای محلی بسازیم؟
اگر بخواهیم این استراتژی را از حالت تئوری خارج کنیم، میتوان یک برنامه ۳۰ روزه طراحی کرد.
در هفته اول، منطقه هدف را مشخص کنید و بنگاههای فعال را شناسایی کنید.
در این مرحله هدف فقط جمعآوری اطلاعات است.
در هفته دوم، با تعداد محدودی از بنگاههای مناسب تماس بگیرید و خودتان را معرفی کنید.
هدف این نیست که همان روز پروژه بگیرید؛ هدف ایجاد رابطه اولیه است.
در هفته سوم، معرفینامه و مشخصات پروژه مطلوب را برای افراد علاقهمند ارسال کنید و با آنها درباره شرایط بازار صحبت کنید.
در هفته چهارم، ارتباطها را پیگیری کنید، فایلهای دریافتی را بررسی کنید و کیفیت هر مشاور را ثبت کنید.
پس از پایان ماه اول، شما باید بهجای یک فهرست اسامی، یک شبکه اولیه داشته باشید که میدانید هر عضو آن چه نوع فایلهایی دارد و چقدر احتمال دارد پروژه مناسب معرفی کند.
معیارهای اندازهگیری موفقیت همکاری با بنگاهها
اگر عملکرد شبکه را اندازهگیری نکنید، نمیدانید واقعاً موفق بودهاید یا خیر.
چند شاخص ساده میتواند بسیار مفید باشد.
تعداد مشاوران فعال: چند مشاور در ماه حداقل یک ارتباط واقعی با شما دارند؟
تعداد پروژههای معرفیشده: چند پروژه دریافت کردهاید؟
تعداد پروژههای واجد شرایط: چه تعداد از آنها با معیارهای اولیه شما همخوان بودهاند؟
تعداد جلسات با مالک: چند معرفی به جلسه رسیده است؟
تعداد مذاکرات: چند جلسه به مذاکره جدی تبدیل شده است؟
تعداد قراردادها: در نهایت چند پروژه به قرارداد رسیده است؟
زمان پاسخگویی: میانگین زمان بررسی فایل چقدر است؟
این دادهها به شما نشان میدهند مشکل کجاست.
اگر معرفی زیاد ولی پروژه مناسب کم است، شاید معیارهای شما برای مشاور شفاف نیست.
اگر پروژه مناسب زیاد است اما جلسه با مالک کم است، شاید مشکل در فرآیند ارتباط وجود دارد.
اگر جلسه زیاد است اما قرارداد کم است، باید فرآیند مذاکره و پیشنهاد شما بررسی شود.
همکاری با بنگاه را از «معرفی پروژه» به «شراکت بازاریابی» تبدیل کنید
در مراحل پیشرفتهتر، ممکن است همکاری شما با برخی بنگاهها از معرفی ساده فراتر برود.
مثلاً یک بنگاه ممکن است در یک محله شبکه بسیار قدرتمندی داشته باشد. شما میتوانید برای چنین بنگاهی محتوای اختصاصی درباره پروژههای موردنظر، خدمات ساختمانی یا مدل همکاری آماده کنید.
حتی میتوان جلسات دورهای برگزار کرد و درباره وضعیت بازار، پروژههای موردنظر و نیازهای مالکان صحبت کرد.
این مدل باعث میشود مشاور به جای اینکه فقط در زمان مواجهه با یک مالک به شما فکر کند، شما را بهعنوان یکی از گزینههای ثابت خود در ذهن داشته باشد.
آیا باید با همه بنگاههای یک منطقه همکاری کنیم؟
خیر.
تعداد زیاد همیشه به معنی نتیجه بهتر نیست.
شبکهای متشکل از مشاوران معتبر و مرتبط میتواند بسیار ارزشمندتر از شبکهای بزرگ و بدون کیفیت باشد.
هدف شما باید ساخت یک شبکه کمتعداد، فعال و قابلاعتماد باشد.
در چنین شبکهای هر مشاور میداند چه نوع پروژهای برای شما مناسب است و شما نیز میدانید هر مشاور چه نوع فرصتهایی در اختیار دارد.
این رابطه بهمرور زمان ارزشمندتر میشود، زیرا هر دو طرف اطلاعات بیشتری درباره یکدیگر پیدا میکنند.
مدل پیشنهادی فرآیند همکاری با بنگاه املاک
یک فرآیند حرفهای میتواند به شکل زیر طراحی شود:
مرحله اول: شناسایی بنگاه
دفاتر فعال منطقه شناسایی و دستهبندی میشوند.
مرحله دوم: معرفی سازنده
مجموعه، سابقه و حوزه فعالیت معرفی میشود.
مرحله سوم: ارائه پروفایل پروژه مطلوب
معیارهای پروژه موردنیاز در اختیار مشاور قرار میگیرد.
مرحله چهارم: دریافت فایل
اطلاعات اولیه ملک دریافت میشود.
مرحله پنجم: غربالگری
پروژه از نظر معیارهای اولیه بررسی میشود.
مرحله ششم: بررسی فنی و حقوقی
در صورت مناسب بودن، بررسی دقیقتر انجام میشود.
مرحله هفتم: جلسه با مالک
جلسه برای شناخت نیازها و بررسی امکان همکاری برگزار میشود.
مرحله هشتم: ارائه پیشنهاد
پیشنهاد اقتصادی و اجرایی بر اساس اطلاعات واقعی پروژه آماده میشود.
مرحله نهم: مذاکره
طرفین درباره شرایط پروژه مذاکره میکنند.
مرحله دهم: قرارداد و تشریفات رسمی
در صورت توافق، فرآیند قراردادی مطابق مقررات جاری و با استفاده از مراجع و متخصصان مربوطه انجام میشود.
این فرآیند باعث میشود همکاری با بنگاه از حالت سنتی و شفاهی خارج شود و تبدیل به یک سیستم قابل مدیریت شود.
نمونه پیام واتساپی برای شروع همکاری با مشاور املاک
برای شروع ارتباط، پیام نباید طولانی باشد.
یک پیام مناسب میتواند چنین ساختاری داشته باشد:
«سلام وقت بخیر. من از مجموعه … پیام میدم. ما در زمینه ساخت و مشارکت در پروژههای ساختمانی در محدوده … فعالیت داریم و در حال توسعه شبکه همکاری با مشاوران فعال منطقه هستیم. تمرکز ما روی املاک و پروژههایی با شرایط مشخصه و ترجیح میدیم به جای دریافت فایلهای عمومی، با چند مشاور فعال منطقه همکاری مستمر داشته باشیم. اگر تمایل داشته باشید، مشخصات پروژههایی که بررسی میکنیم و نحوه همکاری رو براتون ارسال میکنم.»
این پیام به اندازه کافی کوتاه است که خوانده شود و به اندازه کافی مشخص است که هدف تماس را منتقل کند.
نمونه معرفی کوتاه برای جلسه حضوری
اگر قرار است حضوری به بنگاه مراجعه کنید، معرفی شما میتواند چیزی شبیه این باشد:
«ما در حوزه ساخت و مشارکت فعالیت میکنیم و تمرکزمون روی پروژههای مشخص در همین محدوده است. هدفمون این نیست که از همه بنگاهها فایل بگیریم. میخوایم با چند مشاور فعال که شناخت خوبی از مالکان منطقه دارن همکاری مستمر داشته باشیم. اگر پروژهای معرفی بشه، فرآیند بررسی مشخصی داریم و نتیجه رو هم به مشاور اعلام میکنیم. برامون مهمه که همکاری دوطرفه و بلندمدت باشه.»
این نوع معرفی بسیار بهتر از این است که صرفاً بگویید:
«پروژه مشارکت دارید؟»
تصویر حرفهای سازنده در ذهن مشاور چگونه ساخته میشود؟
در نهایت، مشاور شما را بر اساس تجربه واقعی قضاوت میکند.
نه بر اساس کارت ویزیت.
نه بر اساس لوگو.
نه بر اساس حرفهای تبلیغاتی.
اگر فایل را سریع بررسی کنید، اگر محترمانه برخورد کنید، اگر شرایط مالی را شفاف بگویید، اگر مالک را سرگردان نکنید و اگر به تعهدات خود عمل کنید، بهمرور اعتبار ایجاد میشود.
این اعتبار همان چیزی است که بعدها باعث میشود مشاور حتی قبل از اینکه فایل را برای دیگران بفرستد، آن را به شما پیشنهاد دهد.
بنابراین هدف اصلی شبکهسازی با بنگاهها نباید «گرفتن یک پروژه» باشد.
هدف بزرگتر، ساختن اعتماد توزیعشده در بازار محلی است.
یک بنگاه خوب چه زمانی تبدیل به شریک بازاریابی شما میشود؟
زمانی که رابطه از این حالت:
«اگر پروژه داشتید خبرم کنید»
به این حالت برسد:
«یک مالک دارم که شرایطش به پروژههای شما نزدیک است. قبل از اینکه با چند نفر صحبت کنم، میخواهم ببینم شما علاقهمند به بررسی هستید یا نه.»
تفاوت این دو جمله بسیار زیاد است.
در حالت اول، شما یکی از دهها سازنده هستید.
در حالت دوم، شما تبدیل به یکی از گزینههای ترجیحی مشاور شدهاید.
این جایگاه با تبلیغات مستقیم خریداری نمیشود؛ با عملکرد مداوم ساخته میشود.
جمعبندی: همکاری با بنگاه املاک یک کانال فروش نیست؛ یک شبکه تأمین پروژه است
برای سازندهای که به دنبال پروژه جدید است، بنگاههای املاک محلی میتوانند بخشی از یک سیستم قدرتمند جذب پروژه باشند؛ اما به شرطی که همکاری با آنها به شکل حرفهای طراحی شود.
اول باید بدانید دقیقاً دنبال چه پروژهای هستید. سپس باید بنگاههایی را انتخاب کنید که واقعاً در محدوده موردنظر شما ارتباط و نفوذ دارند. بعد باید خودتان، تواناییها و معیارهای پروژه را به شکل واضح معرفی کنید. مشاور باید بداند چه نوع ملکی برای شما مناسب است و اگر پروژهای معرفی کرد، چه فرآیندی طی خواهد شد.
پس از آن، سرعت پاسخگویی، شفافیت، حفظ ارتباط و رعایت توافقات اهمیت پیدا میکند.
مشاور املاک زمانی تبدیل به یک منبع پایدار پروژه میشود که مطمئن باشد معرفی شما برای او و مالک تجربه خوبی ایجاد میکند.
در این مسیر نباید فقط به تعداد بنگاهها توجه کرد. کیفیت شبکه اهمیت بیشتری دارد. ده مشاور فعال که واقعاً پروژههای مناسب را میشناسند میتوانند برای یک سازنده ارزش بیشتری از صدها ارتباط پراکنده ایجاد کنند.
همچنین باید به تفاوت میان معرفی پروژه و فرآیند حقوقی معامله توجه کرد. قراردادهای مشارکت در ساخت و پیشفروش ساختمان مشمول مقررات خاص هستند و بهویژه با اصلاحات قانونی سالهای اخیر، موضوع ثبت رسمی و تشریفات مربوط به آن اهمیت بیشتری پیدا کرده است. بنابراین مشاور میتواند در ایجاد ارتباط و مذاکرات مقدماتی نقش داشته باشد، اما فرآیند حقوقی و ثبتی باید مطابق مقررات جاری و با استفاده از مراجع و متخصصان مربوطه انجام شود.
در نهایت، سازندهای که میخواهد از این روش نتیجه بگیرد باید به همکاری با بنگاهها مثل یک سیستم بازاریابی B2B نگاه کند.
سیستمی که در آن:
مالک فرصت را ایجاد میکند؛
مشاور به فرصت دسترسی دارد؛
سازنده توان تبدیل فرصت به پروژه را دارد؛
و یک فرآیند مشخص این سه بخش را به هم متصل میکند.
اگر این فرآیند درست طراحی شود، بعد از مدتی دیگر لازم نیست برای پیدا کردن پروژه جدید هر روز بهصورت تصادفی تبلیغ کنید یا منتظر بمانید یک مالک بهطور اتفاقی با شما تماس بگیرد. شما یک شبکه محلی دارید که دائماً فرصتهای جدید را شناسایی میکند و آن فرصتها بر اساس معیارهای مشخص وارد سیستم بررسی شما میشوند.
این دقیقاً همان نقطهای است که «رابطه با چند بنگاه» به «کانال حرفهای جذب پروژه» تبدیل میشود.
چکلیست اجرایی همکاری سازنده با بنگاههای املاک
پیش از شروع، مشخص کنید چه نوع پروژهای میخواهید.
محدوده جغرافیایی خود را مشخص کنید.
معیارهای فنی و اقتصادی اولیه پروژه را تعیین کنید.
بنگاههای فعال منطقه را شناسایی کنید.
دفاتر را بر اساس کیفیت ارتباط و نوع فایل دستهبندی کنید.
معرفینامه کوتاه آماده کنید.
پروفایل پروژه مطلوب را آماده کنید.
فرآیند دریافت و بررسی فایل را مشخص کنید.
راه ارتباطی مشخص برای مشاوران ایجاد کنید.
به فایلهای معرفیشده سریع پاسخ دهید.
نتیجه بررسی را به مشاور اعلام کنید.
نقش مشاور و چارچوب مالی همکاری را از ابتدا شفاف کنید.
اطلاعات حقوقی و فنی را قبل از تصمیم نهایی بررسی کنید.
جلسه با مالک را حرفهای برگزار کنید.
پس از جلسه به مشاور بازخورد بدهید.
نتیجه مذاکرات را ثبت کنید.
مشاوران فعال را شناسایی و حفظ کنید.
عملکرد شبکه را ماهانه اندازهگیری کنید.
بهمرور تعداد همکاریهای باکیفیت را افزایش دهید.
هدف نهایی را از «گرفتن فایل» به «ساخت شبکه تأمین پروژه» تغییر دهید.








